پلتفرم تجاری
پلتفرم در یک تعریف غیرعلمی و کاربردی، عبارت است از مجموعه مؤلفههای پایه سختافزاری و نرمافزاری که با کنار هم قرارگرفتن زیربنای تهیه یک نرمافزار را فراهم میکنند. یک پلتفرم، مجموعه ای از فناوری هایی است که به عنوان پایه ای برای برنامه های کاربردی، پروسس ها (پردازش) و فناوری های دیگر مورد استفاده قرار می گیرند.
در دنیای تجارت، پلتفرم یک مدل کسب و کار است که از طریق تسهیل ارتباط بین دو یا چند گروه وابسته به هم، ارزش آفرینی می کند. این دو گروه معمولاً شامل تولید کنندگان و مصرف کنندگان می شود. مفهوم پلتفرم نوعی تفکر در دنیای کسب و کار و صنعت نرمافزار است که میتوان دلایل رکود و یا ورشکستگی برخی غولهای تجاری و رشد انفجاری برخی دیگر از کسب و کارها را در سایه آن شناسایی کرد. در حوزه کسب و کار پلتفرمهای مختلفی مبتنی بر اثرات شبکهای اینترنت توسعه یافتهاند که از جمله میتوان به شبکههای اجتماعی، موتورهای جستجو، Marketplaceها و ... اشاره کرد. علاوه بر این دولتها نیز از این روند رو به رشد غافل نبوده و به سمت پیادهسازی مفهوم پلتفرم برای بهبود ارائه خدمات دولت به شهروندان پیش رفتهاند. برای مثال می توان به اقدامات دولت فدرال آمریکا در این زمینه اشاره کرد که علاوه بر برنامه ریزی و حرکت به سمت پیادهسازی پلتفرم یکپارچه ارائه خدمات دولتی در سطح ملی و محلی، اقدامات عمده ای را در جهت راهاندازی پلتفرم دادههای باز (با محدودیت داده های امنیتی و حریم شخصی) به منظور ایجاد رونق اقتصادی و شکوفایی کسب و کارها انجام داده است.
مفهوم پلتفرم تجاری
به صورت کلی دو منطق کسب وکار بر روی اینترنت وجود دارد: پایپ و پلتفرم.
مدل پایپ:
منطق کسب وکار پایپ که شکل سنتی کسب وکار را نشان میدهد عبارت است از خلق ارزش از طریق تولید یک تولیدکننده و مصرف این تولیدات توسط مشتریان (مصرف کنندگان). این مدل به طور سنتی توسط بسیاری از سازندگان و تولیدکنندگان همچنین کسب و کارهایی مانند شبکههای رادیویی و تلویزیونی و سیستمهای آموزشی مورد استفاده قرار میگیرد.
مدل پلتفرم تجاری
تمرکز بر این منطق که مشتریان میتوانند تغییر نقش دهند و در ایجاد ارزش در کسب و کار سهیم باشند و اینکه ارزش در اکوسیستمی از کاربران و در تعامل آنها با هم ساخته میشود، زمینه ساز ظهور مدلهای کسب و کار پلتفرمی شدند و رهبران این راه استارتاپهای اینترنتی بودند. در مدل پلتفرم تجاری بستری ایجاد می شود که تولیدکنندگان را به مصرف کنندگان وصل مینماید به عبارت دیگر هر دو طرف تولیدکننده و مصرف کننده، مشتری پلتفرم تجاری می باشند. لازمه بقای کسب وکار پلتفرمی، تولید مداوم تولید کنندگان و مصرف مداوم مصرف کنندگان است ضمن اینکه کسب و کارهای پلتفرمی با مسئله معروف مرغ و تخم مرغ نیز مواجهند ( مصرف کنندگان مقدمند یا تولیدکنندگان). همچنین کسب درآمد در مدل پایپ نیز کاملا متفاوت از مدل پلتفرم تجاری است. یکی از راههای ساده قیمت گذاری و دریافت پول از مشتریان در مدل پایپ، محاسبه میزان هزینه کالا و یا سرویس به اضافه سود منطقی افزوده شده به آن می باشد اما در کسب و کار پلتفرمی قیمت گذاری و دریافت پول به این سادگی نمیباشد و در بیشتر اوقات لازم است که برای جلب یکی از طرفین تولید کننده و یا مصرف کننده انگیزشهایی به شکل سوبسید داده شود.
باید به یاد داشته باشید که پلتفرم، مدلی برای کسب وکار است و نه فقط نوعی تکنولوژی. بسیاری از افراد، پلتفرم را با اپلیکیشن های موبایل یا وب سایت ها اشتباه می گیرند؛ پلتفرم تنها نوعی نرم افزار نیست، بلکه نوعی مدل کسب وکار است که با گردهم آوردن مشتری ها و تولید کننده ها ارزش ایجاد می کند. از آنجایی که کسب و کارهای پلتفرمی بر روی قدرت شبکه استوارند و از طرفی اینترنت خود یک شبکه بزرگ میباشد، تمامی کسب و کارهایی که بر روی اینترنت قرار دارند از پتانسیل پلتفرمی برخوردارند، حتی آنان که به شکل پایپ کار مینمایند. سه تکنولوژی موبایل ،کلود و شبکههای اجتماعی عامل مطرح شدن پلتفرم بوده اند. از یک طرف کلود زیر ساختی عمومی و جهانی را فراهم نموده است که همه در بستر آن میتوانند محتوا و یا برنامههای کاربردی تولید نموده و در اختیار عموم قرار دهند. از سوی دیگر شبکههای اجتماعی مردم را در سراسر جهان به یکدیگر متصل و شناسه آنها را به صورت آنلاین نگهداری میکند و علاوه بر این فناوری موبایل امکان اتصال به زیر ساخت جهانی خود را در هر زمان و هر مکان و همچنین امکان ایجاد کسب وکار، توزیع محتوا و فروش کالا و سرویس را فراهم می آورد.
همچنین می توان در کنار مدل کسب و کار پلتفرم، مدل کسب و کار خطی و سنتی را در نظر گرفت. در مدل کسب و کار خطی، شرکتها کالایی را تولید یا خدمتی را ارائه میکنند و آن را به مشتریان میفروشند. این فروش از بالا به پایین و یک طرفه است، مثل جریان آب در یک رودخانه، در حالی که مدل کسب و کار پلتفرم، به مصرف کنندگان نیز اجازه ارزش آفرینی میدهد و جریان خطی و یک طرفهای وجود ندارد (به نوعی می توان مدل کسب وکار خطی را معادل مدل پایپ دانست). در این راستا یکی از ویژگی های پلتفرم های آنلاین این است که ارزش آفرینی مرکزیت ندارد یعنی ارزش آفرینی توسط افراد خاصی صورت نمی گیرد بلکه هر کدام از افراد دخیل در پلتفرم می توانند این کار را انجام دهند. در مدل کسب و کار خطی، توسعه کسب و کار با سرمایه گذاری و افزایش تولید و منابع صورت می گیرد ولی در مدل پلتفرم، توسعه کسب و کار با گسترش افراد دخیل در پلتفرم و افزودن شبکه های بیرونی به پلتفرم صورت می گیرد. در واقع پلتفرم ها برای تسهیل ارتباط، شبکه ای عظیم و قابل گسترش ایجاد می کنند و از این طریق، ایجاد ارتباط و معامله بین کاربران و گروه های مرتبط تسهیل می شود. برای مثال توییتر محتوایی تولید نمی کند بلکه صرفاً بستری ایجاد کرده که در آن کاربران هم محتوا تولید و هم مصرف می کنند. در مدل کسب و کارهای خطی، ارزش آفرینی با تولید کالا یا ارائه خدمتی انجام می گیرد ولی می توان گفت پلتفرم ها با ایجاد ارتباط و تولید تبادلات ارزش آفرینی می کنند.
در این راستا مطالعات بسیاری بر این واقعیت تأکید دارند که یکی از زمینه هایی که بیشترین تأثیر را از پلتفرم های تجاری گرفته، فروشگاه های مجازی است. فروشگاه مجازی (اینترنتی) به وبسایتی و یا پلتفرمی اطلاق می شود که تعداد زیادی کالا و خدمات از هر نوعی را در ویترین خود عرضه می کند. مشتریان برای استفاده از آن خدمات یا کالا ها میتوانند به فروشگاه سفارش بدهند؛ و حتی هزینه خدمات یا کالا را به صورت آنلاین پرداخت نمایند. جهت خرید اینترنتی معمولا سیستمی به نام سبد خرید مجازی وجود دارد که می توان سفارشات را در آن ثبت نمود. سایت های پیشرفته حتی سبد خرید مشتری خود را تا مراجعه بعدی به سایت محفوظ نگه می دارند. بنابراین مشتری در طی چند روز می تواند یک سبد خرید را تکمیل نماید و سپس هزینه ی آن را پرداخت کرده و خدمات و کالای خود را دریافت نماید. ارائه خدمات در فروشگاه های اینترنتی می تواند به صورت فیزیکی یا غیر حضوری ( مجازی ) باشند. از خدمات فیزیکی می توان خرید کتاب، مایحتاج زندگی، موبایل و . . .را برشمرد؛ و از خدمات مجازی می توان به فروش فیلم، موسیقی و . . . اشاره نمود. مهمترین مزیت فروشگاه های اینترنتی در دسترس بودن آنهاست؛ خریدار در هر مکان و موقعیتی فقط با دسترسی به اینترنت می تواند خرید خود را انجام دهد. این روش یک نوع تغییر مدل در شیوه ی تجارت محسوب می شود؛ و برای فروشنده و مشتری سودمند می باشد.